نامه مورخ ۱۵/۱/۱۳۷۷ مقام معظم رهبری در مورد سیاستهای کلی
نامه مورخ ۱۵/۱/۱۳۷۷ مقام معظم رهبری در مورد سیاستهای کلی
نامه مورخ ۱۵/۱/۱۳۷۷ مقام معظم رهبری در مورد سیاستهای کلی جناب ﺤﺠﺔالاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی دامت معالیه با سلام و تحیت؛ مصوبه مجمع محترم تشخیص مصلحت که مرقومه جنابعالی نیز به آن منضم بود، دریافت شد. لازم میدانم تقدیر خود را نسبت به محصول زحمات و مباحثات آن مجمع محترم که برخوردار از اتقان و جامعیت و نکتهسنجی و دورنگری است، ابراز کنم و از شخص جنابعالی و یکایک اعضای محترم تشکر نمایم. در بخش کلیات، تقسیم سیاستها به کلی و اجرایی و نیز آنچه در تعریف سیاست کلی ذکر شده، درست و حاکی از تعمق در موضوع است. مطالب مذکور در این بخش مجموعاً مورد تآکید اینجانب است. بخش مخصوص به فهرست و دستهبندی سیاستها نیز بسیار خوب و با دقت تنظیم شده و شاید میتوان گفت اهم و اعظم عناوین سیاستها در آن گنجانیده شده است. اکنون نوبت آن است که آن مجمع محترم به ترتیب پسندیدهای بررسی و بحث درباره عناوین پیشنهادی را آغاز کند و امیدوار و مطمئنم که انشاءا.. در این بخش نیز کاری شایسته جایگاه و وظایف آن مجمع خواهد شد. همان طور که در مرقومه جنابعالی آمده باید به اولویتهایی در اقدام به این کار زمانگیر، توجه شود. شایستهتر آن است که تعیین عناوین دارای اولویت نیز به وسیله خود آن مجمع محترم آغاز و انجام یابد و بلافاصله بحثهای محتوایی و اصلی شروع شود. مناسب میدانم که: «مورد نیاز بودن برای تدوین برنامه سوم» و «مربوط بودن به بخشهای اقتصادی و فرهنگی» و «مورد تأکید و تکرار واقع شدن در اظهارات اینجانب خطاب به دولت کنونی و دولت قبلی» را به عنوان برخی از ملاکهای اولویت و تقدم معرفی کنم. همچنین توصیه میکنم که آن مجمع محترم، هیأتی را مأمور جستجو از عناوینی کند که احتمالاً تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است. توصیههای دیگر اینجانب عبارت است از: اولاً پیشبینی وسیلهای در خود آن مجمع برای نظارت بر اعمال سیاستهای مصوب در برنامهها و مقررات کشور که در واقع مقدمهای برای تضمین اجرای آن مصوبات است و ثانیاً تعیین هیأتی که مصوبات بخشهای گوناگون را تلفیق و از بروز تعارض و ناهماهنگی میان آنها جلوگیری کند. مزید توفیقات همه آقایان را از خداوند متعال مسألت میکنم. والسلام علیکم و ﺭﺤﻤﺔالله سیدعلی خامنهای - ۱۵/۱/۱۳۷۷ نامه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره سیاستهای کلی نظام() حضرت آیت ا... خامنهای مقام معظم رهبری (دام توفیقاته) با سلام وتحیات در اجرای فرمان مورخ ۲۷/۱۲/۱۳۷۵ حضرتعالی و با عنایت به بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی() مجمع تشخیص مصلحت نظام، برای تهیه پیشنویس تعاریف و عناوین سیاستهای کلی، کمیسیونی را متشکل از حضرات آقایان: لاریجانی ـ نوربخش ـ زنگنه ـ میرسلیم ـ دری نجف آبادی ـ نبوی ـ فیروزآبادی به مسؤولیت آقای دکتر حبیبی تشکیل داد. این کمیسیون پس از بحث و بررسی پیرامون موضوعات مختلف از جمله پیشنهادهای بعضی از اعضای مجمع، نهایتاً طی ۱۷ جلسه عناوین سیاستهای کلی نظام را تهیه و به مجمع ارایه نمود. مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز با بررسی کامل موضوعات و بحثهای طولانی برای رعایت اصل اختصار در تعیین عناوین در نهایت طی ۱۲ جلسه به جمعبندی دست یافت که شرح کامل آن به پیوست جهت استحضار تقدیم میگردد. گزارشی که تقدیم میگردد شامل دو بخش است: الف ـ کلیات در این بخش کوشش شدهاست که تعریفی از سیاستهای کلی به دست داده شود و ارتباط آن از یک سو با آرمانهای نظام و از سوی دیگر با سیاستهای اجرایی و برنامه که اعمال آن از وظایف خاص قوه مجریه یا قوای دیگر است معلوم شود. به نظر میرسد که تعریف یاد شده و توضیح ویژگیهای سیاستهای کلی راهنمای بررسیهای شورای مجمع و کمیسیونهای آن خواهد بود و موجب خواهد شد که بحثها و بررسیها در چارچوب سیاستهای کلی قرار گیرد و از بسط و توسعه بحثها و پرداختن به مسایلی پرهیز شود که مربوط به سیاستهای اجرایی و وظایف سازمانهای کشور است. در نتیجه عنایت مقام معظم رهبری به این بخش و راهنمایی در خصوص آن راهگشا خواهد بود. ب ـ عناوین سیاستهای کلی و دستهبندی آنها عناوین سیاستهای کلی همان طور که در گزارش آمدهاست، زیر پنج فصل دستهبندی شد. عناوین این پنج فصل، تقریباً با عناوین کمیسیونهای مجمع که در آییننامه آمده است، تطبیق میکند. سعی شده است که هر یک از کمیسیونها به بحث و بررسی بخشی از سیاستهای کلی که مربوط به وظایف آنها است بپردازند. البته بخشی ازموضوعات مستلزم بررسیهای بین رشتهای هستند و در واقع باید در دو یا چند کمیسیون مورد رسیدگی قرار گیرند. در کنار این عناوین تعبیر (مشترک با...) آمده است. عناوین پیشنهادی فهرست جامع و کاملی را به دست نمیدهند. عناوین مهم و یا غیرمهم دیگری وجود دارند که در فرصتهای بعدی باید به این فهرست افزوده شوند. در واقع عناوین پیشنهادی عناوینی هستند که با توجه به تجربیات اجرایی پس از پیروزی انقلاب، همه یا اکثر مسؤولان و مردم خواستار ابلاغ رهنمودهای مقام معظم رهبری به عنوان «سیاستهای کلی» در خصوص آنها بودهاند. ممکن است که برخی از این عناوین را مقام معظم رهبری از جمله مقولههای «سیاستهای کلی» تلقی نفرمایند. در آن صورت نیز تکلیف سازمانها و دستگاهها برای تهیه و تدوین سیاستها و خط مشیهای اجرایی در مورد آنها روشن میشود و در نتیجه خواهند توانست که بدون ابهام به وظایف خود در مورد تبیین و تدوین آنها قیام نمایند. همچنین در صورتی که مقام معظم رهبری مقتضی بدانند، برای بررسی و بحث درباره عناوین پیشنهادی در کمیسیونها و مجمع نیز اولویتهایی را تعیین خواهند فرمود تا با توجه به آن، مجمع مسایلی را که از اهمیت یا فوریت بیشتری برخوردارند مقدم بر دیگر مسایل در دستور کار خود قرار دهد. اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد سیاستهای کلی() کلیات یک ـ سیاست و مراتب آن در یک نظام آرمانی و هدفدار، برنامهریزی به معنی عام را میتوان در برگیرنده مراتب زیر دانست: ۱ـ سیاستهای کلی: این سیاستها برای تحقق آرمانها و اهداف پس از مجموعه آرمانها قرار میگیرند و حاوی اصولی هستند که آرمانها را به مفاهیم اجرایی نزدیک میکنند و آن سیاستهایی هستند که در درون نظام عمل مینمایند، اعم از قوای سهگانه، نیروهای مسلح، صدا و سیما و همچنین نیروهایی میباشند که در درون جامعه کل فعالیت دارند که شامل سیاستهای کلی بخشی و فرابخشی میشود: سیاستهای کلی فرابخشی، در مواردی است که هدف یا آرمانی از نظام، حرکت چند بخش را در بر میگیرد و برای وصول به آن هدف یا اهداف، نیاز به تدوین سیاستهایی کلی میباشد «و سیاستهای اجرایی و برنامه چند بخش در قالب این سیاستها تدوین میگردد. سیاستهای کلی بخشی، در مواردی است که هدف یا آرمانی از نظام، حرکت یک بخش را در برمیگیرد و برای وصول به آن هدف یا اهداف نیازمند تدوین سیاستهایکلی آن بخش میباشد.»() ۲ـ سیاست اجرایی: مجموعه تدبیرها و سیاستهاییاند که برای تحقق سیاستهای کلی توسط قوای مختلف کشور و دستگاههای اجرایی به موجب و بر اساس مقررات قانونی تدوین میشوند. ۳ـ برنامه: طراحی عملی و وجه اجرای سیاستهای اجرایی برای دوره مشخصی تدوین و تنظیم میشود.() دو ـ بسط تعریف سیاستهای کلی و ویژگیهای آن ۱- تعریف: گفته شد که سیاستهای کلی، طراحی نظام بر اساس آرمانها و اهداف است و بدین ترتیب از یک سو نظر به آرمانها و از سوی دیگر نظر به جنبهها و مفهومهای اجرایی دارند، بنابراین سیاستهای یادشده باید: الف- در مقایسه با بیانهای آرمانی، جنبه تفصیلی و تشریحیشان بیشتر باشد. ب- بازتاب صحیح و عملی ارزشها باشند. ج- نه تنها دولت بلکه عامه مردم و کلیه نیروهای فعال جامعه را مد نظر داشته باشند. د- در نتیجه، نیروهای این جامعه و آرمانهای آنها را که مورد قبول نظاماند، هماهنگ و منسجم نمایند و مابین اجزای نظام ارتباط و تقارب کافی (پیوند) برقرار سازند. هـ- در مقام تعیین اولویتها، راهنمای عملی و معیار «باید و نباید»های تعیین اولویتها را عرضه کنند. و) اصول کلی تخصیص و توزیع منابع و امکانات کشور را با توجه به اولویتها بیان نمایند. ز) و سرانجام اجرای آنها سیمای عمومی و کلی نظام را در زمینههای مختلف از جمله موقعیت ایران و ایرانی در جهان، امنیت در جامعه، توسعه، معنویت، عدالت و برخورداری مردم از مواهب و نعمات موجود در ایران در مقاطع تاریخی مختلف (مثلاً سال ۱۴۰۰ و ۲۵ و ۵۰ سال پس از آن و... ) ترسیم نماید. ۲- ویژگی سیاستهای کلی سیاستهای کلی با توجه به تعریف آنها و با عنایت به اینکه اصول و راهنمای تدوین سیاستهای اجرایی را به دست میدهند، باید از ویژگیهای زیر برخوردار بوده تا بتوانند راهنمای سیاستهای اجرایی باشند و آرمانها را به مرحله اجرا نزدیک سازند. الف- پایداری: سیاستهای کلی باید پس از تعیین و اعلام، در یک زمان معین و نسبتاً طولانی ثابت باشند تا آثار آنها از طریق سیاستهای اجرایی فرابخشی و بخشی در برنامهریزی و سپس اجرا ظاهر شوند. ب- آینده نگری: با توجه به اینکه آثار سیاستهای کلی در طول چند سال ظهور و بروز مییابند، بنابراین سیاستها باید با توجه به وضعیتی که برای سالهای آتی پیشبینی میشود و همچنین مورد نظر و هدف است، تدوین و تنظیم شوند. ج- واقع بینی: واقع بینی در کنار آینده نگری باید مورد توجه سیاستهای کلی باشد، بدین معنی که چون یک نظام در ابتدای کار خود نمیتواند همه آرمانهای خود را تحقق بخشد، با توجه به اولویتهای خود، و با توجه به امکانات خویش، هدفهای کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت را معین میکند به گونهای که پاسخگوی سیاستهای کلی برای تحقق در آینده دور و نزدیک باشد. د- فراگیر بودن: سیاستهای کلی، فراگیر و جامع نگرند و کل نیروهای موجود و فعال در جامعه را در برمیگیرند و اصول راهنما را در خصوص مسایل اجرایی مربوط به همه نیروها و هر یک از نیروها، مورد توجه قرار میدهند و نیز بدهبستان آنها را با یکدیگر و تأثیرپذیریشان را از یکدیگر به حساب میآورند و در حقیقت به گونهای طراحی میشوند که نتیجه کار این نیروها هماهنگ و معدلالقوا باشد. هـ- در عین حال هر یک از اجزای مجموعه سیاستهای کلی باید متوجه تحقق یکی از اهداف بخشی یا فرابخشی و تأمین آنها باشد. و- بیانگر خصوصیات اصلی و اساسی نظام: سیاستهای کلی بیانکننده و نمایانگر آرمانها، ارزشها، فرهنگ، تمدن و دریافتهای اصولی نظام در زمینههای اعتقادی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی، سیاسی، علمی و فرهنگی آن خواهند بود و استقلال ایران و تأثیرگذاریاش را در منطقه و جهان و بازدارندگی نظام را از هر نظر در برابر تهدیدها نمودار خواهند ساخت. سه ـ قانون اساسی و سیاستهای کلی: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل سوم()، به منظور نیل به هدفهایی که در اصل دوم() به آنها اشاره شده و نیز راههایی که به منظور تأمین قسط و عدل، استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی پیشبینی گردیده، دولت را موظف نموده است که همه امکانات خود را برای تأمین امور مذکور در ۱۶ بند آن بکارگیرد. به طور کلی امور یاد شده در اصل سوم و نیز بسیاری دیگر از اصول قانون اساسی میتوانند به عنوان بستر سیاستهای کلی نظام تلقی شوند. چهار ـ عناوین سیاستهای کلی: نکته مهمی که باید به آن توجه شود این است که در ظرف ۱۸ سال پس از پیروزی انقلاب، نمیتوان و نباید گفت که برنامهها از سیاستهای کلی تبعیت نمیکردهاند، در واقع علاوه بر آنچه از طرف مقام معظم رهبری ابلاغ شدهاست، یک رشته سیاست کلی با توجه به قانون اساسی، مد نظر مجریان بوده است. بنابراین در جنب بحث و بررسی سیاستهای کلی برای آینده، میتوان و یا شاید لازم باشد که به این بررسی هم پرداخته شود و معلوم گردد که مجریان، سیاستهای کلی نظام را در طول سالهای گذشته، چگونه تلقی کردهاند و در چه مواردی این سیاستها با سیاستهای مذکور در قانون اساسی و رهنمودهای امام قدس سره و مقام معظم رهبری منطبق بودهاند و در چه مواردی فاصله گرفتهاند. بدین ترتیب میتوان: ۱ ـ سیاستهای کلی را که مبنای برنامههای اجرایی تا این زمان بودهاند بررسی و فصلبندی کرد. ۲ ـ موارد انطباق آنها را با سیاستهای کلی نظام تشخیص داد. ۳ ـ علل و عوامل دوری از سیاستهای کلی نظام را معین کرد. «از میان هدفها و آرمانها در مرحله اول میتوان دو هدف یا آرمان را به عنوان مبانی تعیین سیاستها تعریف کرد. این دو هدف مبتنی و متکی بر مبانی و اصولی هستند که در بندهای ۱ تا ۶ اصل دوم قانون اساسی() به آنها اشاره شده است. این سیاستها باید: الف - امکانات لازم را برای رشد ایمان و اخلاق، معنویت و تربیت انسانهای خداجوی و خداترس و موظف به مشارکت فعال در زندگی اجتماعی فراهم آورد. ب - جامعه توسعه یافته مستقلی را به وجود خواهد آورد که در عین برخورداری از وفاق ملی و وحدت کامل از لحاظ توجه به محرومان و تحقق عدالت اجتماعی و عدم تبعیض و برخورداری از رفاه نسبی شاخص باشد و در میان کشورهای اسلامی پیشرو تلقی شود و با پیروی از اصول عزت، حکمت و مصلحت، اقتدار ملی را به گونهای تحقق بخشد که برای دفع دشمنان خود، در تمامی صور توانا باشد و در عین حال در موقعیت تثبیت شدهای قرار گیرد که هیچگاه نیازمند درگیری با معارضان خود نباشد و در واقع با اتکاء به قدرت کمی و کیفی خود، بازدارندگی لازم را ایجاد نماید.» () دستهبندی عناوین و موضوعات سیاستهای کلی () الف- امور علمی، فرهنگی و اجتماعی یکم ـ امور علمی ۱ ـ آموزش: ۱-۱- سطح لازم یا مطلوب آگاهیهای جامعه (عمومی، فنی، حرفهای و تخصصی). ۱-۲- آموزش مداوم. ۱-۳- تکمیل آموزش ایرانیان در خارج از کشور و آموزش به خارجیان در ایران. ۲ ـ مراکز آموزشی: ۲-۱- جایگاه آموزش. ۲-۲- دانشگاه اسلامی (فرهنگی، سیاسی، عقیدتی). ۲-۳- حوزههای علمیه و مراکز دینی و علمی. ۳ ـ هزینههای آموزشی: ۳-۱- میزان مشارکت دولت و مردم در بخش آموزش. ۳-۲- تعریف خودکفایی در آموزشعالی با توجه به اصل سیام قانون اساسی(). ۳-۳- آموزش رایگان، حد و مرز آن. ۴ ـ محصول آموزش: ۴-۱- رابطه اشتغال و تحصیل، ۴-۲- استفاده از متخصصان خارج از کشور، ۵ ـ پژوهش: ۵-۱- فعالیتهای پژوهشی (متمرکز و آزاد.) ۵-۲- تحقیقات بنیادی و کاربردی. ۵-۳- فنآوری. دوم ـ امور فرهنگی ۱ـ فرهنگ و جامعه: ۱-۱- تبادل فرهنگی، تهاجم فرهنگی (حد و مرز) (مشترک با امور سیاسی). ۱-۲- توسعه فرهنگی، فرهنگ عمومی. ۱-۳- برخورد با انحرافات و بدعتها. ۱-۴- اوقات فراغت و فرصت خودسازی. ۵-۱- سازماندهی امور فرهنگی (جایگاه فعالیتهای فرهنگی). ۱-۶- ورزش. ۱-۷- هنر و معماری اسلامی. ۲ ـ اخلاق و جامعه: ۲-۱- ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی و تهذیب نفس. ۲-۲- امر به معروف و نهی از منکر. ۲-۳- مسایل اساسی تربیت اسلامی و اجتماعی از قبیل: ـ وجدان کاری، ـ قانونگرایی و قانونپذیری. ـ انضباط اجتماعی. ۲-۴- نصیحت مردم به دولت و حدود و ثغور آن در نظام اسلامی. ۲-۵- تشویق و تنبیه ـ قدرشناسی از بزرگان و خدمتگزاران (حدود آن) . ۳ ـ زبان و ادب فارسی: ۳-۱- زبان فارسی و جایگاه آن در تقویت وحدت، همبستگی ملی و اسلامی. ۳-۲- جایگاه زبانهای ایرانی و غیر ایرانی و رایج در کشور. ۳-۳- چگونگی ترویج زبان فارسی در کشورهای دیگر جهان. ۴ـ ادیان: ۴-۱- ادیان مربوط به اقلیتهای شناخته شده در قانون اساسی. ۴-۲- اندیشههای عقاید و فرقههای دیگر. ۴-۳- رفتار در قبال مذاهب اسلامی در ایران. ۵ ـ اطلاعرسانی: ۵-۱- مطبوعات. ۵-۲- صدا و سیما. ۵-۳- شبکههای اطلاع رسانی داخلی و بینالمللی. ۶ ـ تبلیغات: ۶-۱- دینی. ۶-۲- سیاسی. ۶-۳- تجارتی و بازرگانی. سوم ـ امور اجتماعی ۱ـ امور اجتماعی: ۱-۱- هویت اسلامی. ۱-۲- مسأله قومیتها. ۲ ـ مشارکت اجتماعی: ۲-۱- تشکلها و انجمنها از قبیل: صنفی، صنعتی، خیریه، علمی. ۲-۲- شوراها. ۲-۳- آزادیهای فردی و اجتماعی. ۳ ـ توسعه ۳-۱- الگوی توسعه و تقدم و تأخر توسعههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، روابط بینالملل. ۳-۲- توسعه روستایی و توسعه شهری (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی). ۳-۳- پیشنیازها در زمینههای لازم برای توسعه و تبیین جایگاه ایران از لحاظ توسعه در منطقه آسیا. ۴ ـ خانواده و جمعیت: ۴-۱- خانواده و تقویت مبانی آن. ۴-۲- تنظیم خانواده با توجه به موقعیت خاص ایران در منطقه. ۵ ـ روحانیت و جامعه: ۵-۱- روحانیت و مردم. ۶ ـ جوانان: (تعلیم و تربیت، تأمین شغل، مسکن، ازدواج ...). ب- امور سیاسی (داخلی و بینالمللی) دفاعی و امنیتی یکم ـ امور دفاعی و امنیتی ۱ ـ امنیت: ۱-۱- امنیت ملی (از قبیل مرزها، ترکیب جمعیتی و نیز امنیت ملی در ارتباط با خارج از کشور) . ۱-۲- امنیت جامعه (فردی، اجتماعی): قضایی، سیاسی، اقتصادی. ۲ ـ ساختار دفاعی: ۲-۱- بنیه دفاعی. ۲-۲- حدود خودکفایی نظامی. ۲-۳- بسیج و جایگاه آن در دفاع ملی. ۲-۴- نیروهای مسلح. ۲-۵- تدابیر دفاعی و هماهنگی با فعالیتهای رسمی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی. ۲-۶- امکانات مادی و معنوی داخلی برای مقابله با تهدیدات خارجی ۲-۷- پدافند غیر عامل. دوم ـ امور سیاسی خارجی ۱ ـ اولویت و تقدمهای همکاری بر اساس: ۱-۱- مصالح کشور. ۱-۲- همسایگی. ۱-۳- مسلمان و غیرمسلمان. ۱-۴- کشورهای سلطهگر و غیر سلطهگر. ۱-۵- مناطق حساس. () ۲- حضور در سازمانهای بینالمللی (دولتی ـ غیر دولتی ـ منطقهای و جهانی) ۳- صدور انقلاب اسلامی سوم ـ امور سیاسی داخلی ۱- احزاب و تشکلها. ۲- آزادیهای سیاسی. ۳- توسعه سیاسی. ۴- شوراهای اصل ۱۰۰ قانون اساسی () . ۵- هویت ملی ایرانی. ۶- وحدت ملی و همبستگی ملی. ج) امور اقتصادی، بازرگانی و اداری یکم ـ امور اقتصادی ۱ ـ عدالت اجتماعی: ۱-۱- مالکیت ۱-۲- توزیع عادلانه منابع. ۱-۳- فقر و فقرزدایی. ۱-۴- تأمین اجتماعی. ۲ ـ اقتصاد و پایداری: ۲-۱- امنیت اقتصادی و توسعه اقتصادی پایدار و رابطه آن با امنیت اجتماعی. ۲-۲- نقش اقتصاد در تأمین امنیت اجتماعی و امنیت داخلی و خارجی. ۳ ـ اقتصاد و زندگی: ۳-۱- رفاه اقتصادی. ۳-۲- حدود وظایف حکومت در تأمین نیازهای معیشتی مردم از قبیل مسکن، خوراک، کار و اشتغال، بهداشت و درمان، بیمه و پوشاک. ۳-۳- الگوی مصرف. ۴ ـ اقتصاد، امور مالی و پولی: ۴-۱- مالیاتها. ۴-۲- دولت و بانکها. ۴-۳- یارانهها. ۴-۴- سرمایهگذاری خارجی. ۴-۵- سرمایهگذاری ایران درخارج. ۴-۶- استقراض داخلی. ۵ ـ اقتصاد و ساختارها: ۵-۱- مشارکت بخشهای خصوصی و تعاونی (انفال، وقف، انحصارات) در اقتصاد و حدود فعالیتهای دولتی و چگونگی خصوصیسازی (تبیین اصول ۴۴ و ۴۵ ق.ا). ۵-۲- مناطق آزاد و مناطق ویژه. ۵-۳- سرمایهگذاری در کشور (ساز و کار، مقررات، تأمین امنیت، میزان برای هر فرد. ۵-۴- سرمایهگذاری منطقهای به منظور ایجاد تعادلهای منطقهای (آمایش سرزمین). ۶ ـ صادرات: ۶-۱- اقتصاد درونگرا و برونگرا (تلفیقی یا انتخابی) . ۶-۲- صادرات غیر نفتی. ۶-۳- استفاده بهینه از نفت و گاز و صادرات (حدود استفاده درست از نفت و گاز و…) ۷ ـ اقتصاد و روابط کار: ۷-۱- تنظیم روابط کار (مشترک با امور اجتماعی). ۸ـ اقتصاد و محیط زیست: ۸-۱- توسعه پایدار و محیط زیست. ۸-۲- تقدم و تأخر توسعه و محیط زیست. دوم ـ امور بازرگانی: ۱ـ بازرگانی خارجی. ۲ ـ بازرگانی داخلی (انحصار، شرکتهای بازرگانی، احتکار و...). ۳ـ بخشهای ستادی و عمومی دولت و نقش آنها در بازرگانی با توجه به بحثهای تعاونی و خصوصی. سوم ـ امور اداری: ۱ ـ ساختارهای اداری و اصلاح نظام اداری. ۱-۱- تشکیلات و مقررات اداری ـ حجم دستگاهها. ۱-۲- تأمین معاش و اطمینان آینده. ۱-۳- بهرهگیری از فنآوریهای پیشرفته در نظام اداری و کم کردن ارتباط مستقیم با سازمانهای اداری. ۲ ـ مدیریت: ۲-۱- مدیریت و امنیت شغلی (ردههای سیاسی و اجرایی و لزوم یا عدم لزوم ثبات هر یک) ۲-۲- مدیران (تربیت، گزینش و...). ۲-۳- تشویق و تنبیه. ۳ ـ نظارت و بازرسی: ۳-۱- ساختار بازرسی و نظارت د) امور زیر بنایی و تولیدی یکم ـ امور زیر بنایی: ۱ ـ انرژی (تجدید پذیر و تجدیدناپذیر) صرفهجویی (بخش دولتی، بخشغیر دولتی)، نفت و گاز. ۲ ـ منابع طبیعی، جنگلها، آب، خاک (حفظ و بهرهبرداری)، معادن. ۳ـ حمل و نقل و ارتباطات (ترانزیت کالا، مسافر و...) مشترک با امور سیاسی و فرهنگی. ۴ـ آمایش سرزمین (با توجه به مسایل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی). ۵ ـ اولویتها در توسعه زیر بناها. دوم ـ امور تولیدی: ۱ ـ تعیین و اولویت بخشهای مختلف اقتصادی، کشاورزی، صنعت، مسکن، خدمات و جایگاه هر یک در توسعه اقتصادی و اجتماعی ـ ملاک تعیین اولویتها. ۲ ـ توسعه صنعت و کشاورزی در مناطق مختلف کشور (تقدم با توجیه اقتصادی یا اجتماعی است). هـ) امور حقوقی و قضایی یکم ـ امور حقوقی: ۱ ـ حقوق عامه. ۲ـ حقوق بینالملل. ۳ ـ حقوق زنان. ۴ ـ حقوق کودکان و جوانان. ۵ـ امور و احکام حکومتی و حسبی. ۶ ـ اصل برائت. دوم ـ امور قضایی ۱ ـ امنیت قضایی: ۱ ـ۱ دسترسی به دادگاههای صالح. ۲ ـ پیشگیری از وقوع جرم. ۳ ـ اصلاح مجرمان ـ نظام اقدامات تأمینی و تربیتی و زندانها. ۴ ـ استقلال قضات. ۵ ـ آییندادرسی اسلامی.
📥 دانلود فایل ها Download
فایلی برای دانلود وجود ندارد.