آییننامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری
آییننامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری
آییننامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب ۲۷/۷/۱۳۷۳ هیأتوزیران با اصلاحات بعدی فصل اول ـ تشکیلات، وظایف و صلاحیت ماده ۱ ـ هیأت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان- که در این آییننامه هیأت بدوی نامیده میشود- در هر یک از دستگاههای موضوع ماده (۱۸) قانون رسیدگی به تخلفات اداری- که از این پس قانون نامیده میشود- با رعایت مفاد قانون یادشده و این آییننامه تشکیل میشود. تبصره ـ منظور از کارمندان کلیه کارکنان رسمی، ثابت، دایم، پیمانی و قراردادی است. ماده ۲ (اصلاحی ۹/۳/۱۳۷۵، ۹/۵/۱۳۸۴، ۲/۲/۱۳۸۷ و ۲۱/۶/۱۳۸۹)- هیأت تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان، که از این پس هیأت تجدیدنظر نامیده میشود- در مرکز وزارتخانهها یا سازمانهای مستقل دولتی، نهادهای انقلاب اسلامی، مراکز بعضی از استانها به تشخیص هیأتعالی نظارت، همچنین در مرکز هر یک از دستگاههای زیر تشکیل میشود: شرکت مخابرات ایران، سازمان ثبت احوال کشور، مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی©۱۱۲© ایران() و بعضی از دانشگاههای کشور به تشخیص وزیران ذیربط ـ حسب مورد.() () تبصره ۱ (اصلاحی ۹/۳/۱۳۷۵، ۱۲/۱۱/۱۳۷۶، ۲۳/۱۰/۱۳۷۵، ۱۰/۱۱/۱۳۷۸، ۳/۳/۱۳۸۳، ۹/۵/۱۳۸۴، ۲/۲/۱۳۸۷، ۲۱/۶/۱۳۸۹، ۱۰/۲/۱۳۹۳ و ۲۹/۲/۱۳۹۵)- سازمانهای مستقل دولتی موضوع این آییننامه و سایر دستگاههای مشمول تبصره (۱) ماده (۱) قانون بهشرح زیر هستند: سازمان امور اداری و استخدامی کشور، سازمان برنامه و بودجه، سازمان تربیتبدنی()، سازمان انرژی اتمی، سازمان حفاظت محیطزیست، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، دیوان محاسبات، سازمان بازرسی کل کشور، سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، سازمان قضایی نیروهای مسلح، سازمان پزشکی قانونی کشور()، مجلس شورای اسلامی، نهاد ریاست جمهوری، شهرداری تهران، بنیاد شهید انقلاب اسلامی()، بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، جمعیت هلالاحمر، کمیته امداد امام خمینی، جهاددانشگاهی، نهضت سوادآموزی، کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و() بانک مرکزی جمهوری©۱۱۳© اسلامی ایران() و سازمان تأمین اجتماعی() و سازمان امور مالیاتی کشور() تبصره ۲ ـ دستگاههای موضوع این ماده و تبصره یک آن، درصورت لزوم میتوانند در مرکز خود هیأتهای متعدد تجدیدنظر داشته باشند. ماده ۳ ـ انتصاب هر یک از اعضای اصلی و علیالبدل هیأتهای بدوی و تجدیدنظر، با امضای شخص وزیر یا بالاترین مقام دستگاههای موضوع تبصره (۱) ماده (۲) این آییننامه و با رعایت شرایط مقرر در ماده (۶) قانون صورت میگیرد(). ماده ۴ ـ هر یک از دستگاههای یادشده در تبصره (۱) ماده (۲) این آییننامه درصورت داشتن واحد سازمانی در مراکز استانها، میتوانند نسبت به تشکیل هیأتهای بدوی در این مراکز اقدام کنند. ماده ۵ ـ رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان حوزه هر استان تا زمانی که دستگاه متبوع آنان در مرکز آن استان هیأت بدوی تشکیل نداده است پس از کسب نظر وزیر یا بالاترین مقام اجرایی دستگاه متبوع، با هیأت بدوی متشکل در استان دیگر است. تبصره ـ رسیدگی بدوی به تخلفات اداری کارمندان شهرداریها در هر شهرستان درصورت عدم تشکیل هیأت بدوی با هیأت بدوی متشکل در استانداری مربوط است. ماده ۶ ـ هر یک از هیأتهای بدوی و تجدیدنظر پس از تشکیل، از بین خود یکنفر رییس، یک نفر نایب رییس و یک نفر دبیر جهت تنظیم صورتجلسهها و مکاتبههای خود انتخاب و تعیین میکنند. تبصره ـ مکاتبههای هیأت با امضای رییس و در غیاب وی با امضای نایب رییس معتبر©۱۱۴© است. ماده ۷ ـ هیأتهای بدوی و تجدیدنظر موظفند بلافاصله پس از تشکیل، آغاز کار خود را بهنحو مقتضی با ذکر نشانی از طریق واحد مربوط به اطلاع کارمندان خود برسانند. ماده ۸ ـ رسیدگی به تخلفات قبلی کارمندان مأمور توسط هیأتهای بدوی و تجدیدنظر دستگاه متبوع کارمند صورت میگیرد و دستگاه محل مأموریت مکلف به اجرای آن است. درصورتیکه دستگاه محل مأموریت از اجرای رأی امتناع ورزد یا امکان اجرای رأی با توجه به شرایط خاص دستگاه یادشده موجود نباشد، دستگاه متبوع مستخدم میتواند رأساً نسبت به لغو حکم مأموریت اقدام کند و رأی صادر شده را به اجراء درآورد. تبصره ۱ ـ رسیدگی به تخلفاتی که در محل مأموریت مستخدم واقع شده برعهده هیأتهای محل مأموریت است، ولی درصورتیکه رأی صادر شده با اشکال اجرایی در دستگاه محل مأموریت کارمند مواجه شود (مانند اخراج) نظر هیأتعالی نظارت درخصوص اجراء یا عدم اجرای آن برای هر دو دستگاه لازمالاتباع است. تبصره ۲ ـ هیأتهای بدوی و تجدیدنظر درصورت لزوم، از هیأتهای وزارتخانه یا سازمان متبوع کارمند برای تکمیل مدارک و تحقیقات لازم کمک میگیرند. وزارتخانه یا سازمان متبوع کارمند نیز مکلف است درصورت اطلاع از تخلف قبلی کارمند و لزوم تعقیب وی، مدارک اتهام و نتیجه بررسیهای خود را به وزارتخانه یا سازمان محل مأموریت اعلام کند. تبصره ۳ ـ رسیدگی به تخلفات کارمندان دولت، مأمور در شرکتهای تعاونی دستگاههای اجرایی یا دستگاههایی که مشمول قانون نیستند برعهده هیأتهای بدوی و تجدیدنظر دستگاه متبوع آنان است.(©۱۱۵©) ماده ۹ ـ در موارد تعدد تخلفات کارمند در دستگاههای مختلفی که در آنها اشتغال داشته است، آخرین دستگاهی که کارمند به آن منتقل شده است (دستگاه متبوع وی)، صالح برای رسیدگی به اتهامات انتسابی و اجرای آرای قطعی صادر شده در خصوص وی است و میتواند بهنحو مقتضی برای تکمیل مدارک و تحقیقات لازم از دستگاههای قبلی کمک بگیرد. تبصره ـ دستگاههای قبلی و هیأتهای آنها مکلفند همکاریهای لازم را در اجرای مفاد این ماده معمول دارند. ماده ۱۰ ـ انجام وظیفه در هیأتها با حفظ سمت و پست سازمانی صورت میگیرد و درصورت ضرورت با توجه به حجم کار، در دستگاههای مشمول قانون تعداد کافی پست سازمانی با تغییر عنوان پستهای بلاتصدی موجود برای اعضای هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری با رعایت مقررات مربوط پیشبینی میشود©۱۱۶©. ماده ۱۱ ـ هیأتها موظفند دفترهایی برای انجام امور مربوط تشکیل دهند و درصورت نیاز میتوانند انجام امور دفتری خود را به کارگزینی دستگاه مربوط ارجاع کنند. نامههای محرمانه هیأتها باید بدون دخل و تصرف و بازبینی در اختیار آنان گذاشته شود. تبصره ـ مسؤولین دستگاهها مکلفند امکانات و نیروی انسانی مورد نیاز دفترهای یادشده را تأمین کنند. فصل دوم ـ شروع به رسیدگی() ماده ۱۲ ـ گروه تحقیق موضوع ماده (۵) قانون، متشکل از سه عضو است که از بین افراد متأهل، متعهد، عامل به احکام اسلام، معتقد به نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایتفقیه و دارای حداقل (۲۵) سال سن با تصویب هیأت مربوط و حکم رییس هیأت انتخاب میشوند. کارمند بودن دو عضو از سه عضو یادشده، الزامی است. ماده ۱۳ ـ هیأتهای بدوی و تجدیدنظر یک دستگاه میتوانند از یک گروه تحقیق استفاده کنند، مشروط بر اینکه برای تحقیق در مرحله تجدیدنظر در خصوص یک پرونده از همان گروه تحقیق که در رسیدگی بدوی همکاری داشته است استفاده نشود. ماده ۱۴ ـ گروههای تحقیق فقط درباره کارمندی میتوانند تحقیق کنند که از طرف هیأتهای بدوی یا تجدیدنظر، بررسی وضع آنها به این گروهها ارجاع شده باشد، همچنین تحقیق تنها در حدودی انجام میگیرد که هیأتها معین میکنند. تبصره ۱ ـ هرگاه عضو گروه تحقیق، قرابت نسبی یا سببی تا درجه دوم از طبقه سوم با متهم داشته باشد() یا در دعوای طرح شده ذینفع باشد، یا با متهم دعوای حقوقی و جزایی داشته باشد حق تحقیق در مورد همان پرونده را ندارد. تبصره ۲ ـ استفاده نکردن از گروه تحقیق، مانع رسیدگی هیأت به پرونده اتهامی کارمند و صدور رأی نیست. ماده ۱۵ ـ هیأتهای بدوی و تجدیدنظر درصورت شکایت یا اعلام اشخاص، مدیران، سرپرستان اداری یا بازرسهای هیأتعالی نظارت، شروع به رسیدگی میکنند.() (©۱۱۷©) ماده ۱۶ ـ کلیه کارمندان، مسؤولان مربوط و رؤسای کارمند متهم به ارتکاب تخلف، مکلفند همکاریهای لازم را با هیأتها بهعمل آورده و مدارک، اسناد و اطلاعات موردنیاز را در مهلت تعیینشده از طرف هیأتها در اختیار آنها قرار دهند. در مورد اسناد طبقهبندیشده، رعایت مقررات و قوانین مربوط الزامی است. تبصره ـ در مواردی که پرونده متهم در هیأتها تحت رسیدگی است، هرگونه تصمیمگیری نسبت به حالت استخدامی وی، منوط به کسب نظر از بالاترین مقام دستگاه یا نماینده وی است. ماده ۱۷ـ هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری موظفند پس از انجام بررسیهای لازم، موارد اتهام را بهطور کتبی به کارمند ابلاغ و پس از آن ده روز مهلت برای دفاع کارمند منظور کنند. این هیأتها درصورت تقاضای کارمند، مدارک لازم را در اختیار وی قرار میدهند(). ماده ۱۸ ـ متهم میتواند پس از اطلاع از موارد اتهام و در مهلت تعیین شده از سوی هیأت جواب کتبی و مدارکی را که در دفاع از خود دارد به هیأت تسلیم کند، در غیراینصورت هیأت میتواند به موارد اتهام رسیدگی، و رأی لازم را صادر کند. تبصره ـ کارمند متهم میتواند بهمنظور ارایه مدارک دفاعی خود از هیأت مربوط، تقاضای تمدید مهلت کند. در این مورد، اتخاذ تصمیم با هیأت مربوط است و در هر حال مدت تمدید از (۵) روز نباید تجاوز کند. فصل سوم ـ چگونگی رسیدگی به تخلفات ماده ۱۹ ـ رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان پس از تکمیل پرونده صورت میگیرد و چنانچه هیأت حضور متهم را ضروری تشخیص دهد، در جلسه حضور مییابد. تبصره ـ درصورت درخواست کتبی متهم برای دفاع حضوری، هیأت موظف است یک بار©۱۱۸© وی را برای حضور در جلسه دعوت کند. ماده ۲۰ ـ تشخیص تخلف و انطباق آن با یکی از موارد تخلفات مندرج در قانون، برعهده هیأتهای رسیدگیکننده است. ماده ۲۱ ـ هیأت پس از اتمام رسیدگی و ملاحظه اسناد و مدارک موجود در پرونده، و توجه کامل به مدافعات متهم و مواردی از جمله میزان زیان وارد شده (اعم از مادی و معنوی) به دولت یا اشخاص حقیقی یا حقوقی، آثار سوء اجتماعی و اداری، موقعیت و سوابق کارمند، و وجود یا فقدان سوء نیت وی، اقدام به صدور رأی و اتخاذ تصمیم میکند. رأی هیأتها باید مستدل و مستند به قانون و مقررات مربوط بوده() و حاوی تخلفات منتسب به متهم، نام و نام خانوادگی و امضای اعضای رأیدهنده در زیر رأی صادر شده باشد. ماده ۲۲ ـ جلسههای هیأتها با شرکت سه نفر از اعضاء رسمیت مییابد و آرای آنها با نظر موافق حداقل دو نفر از اعضاء معتبر است. ماده ۲۳ ـ آرای صادر شده توسط هیأتهای بدوی و تجدیدنظر و احکام اخراج موضوع ماده (۱۷) قانون، بهطور مستقیم و بلافاصله به ادارههای کارگزینی یا دوایر مشابه دستگاههای ذیربط ارسال میشود. واحدهای یادشده موظفند حداکثر ظرف (۳۰) روز از تاریخ صدور رأی، آرا و احکام صادر شده را به کارمندان مربوط ابلاغ کرده و مدارک آن را جهت درج در پرونده اتهامی به هیأت مربوط تحویل دهند. درصورت سهلانگاری مسؤولان کارگزینی یا امور اداری مربوط در ابلاغ آراء و احکام صادر شده به متهم، با آنان طبق قانون رفتار میشود، همچنین هر گونه خودداری یا جلوگیری از اجرای آرای هیأتها ممنوع است و با متخلفان طبق قانون رفتار میشود. ماده ۲۴ ـ هیأتهای بدوی مکلفند قطعی یا قابل پژوهش بودن آرا، همچنین نشانی محل دریافت درخواست تجدیدنظر را زیر آرای خود درج کنند. ماده ۲۵ ـ درخواست تجدیدنظر نسبت به آرای هیأتهای بدوی باید بهوسیله محکومعلیه یا نماینده قانونی() وی ظرف (۳۰) روز از تاریخ ابلاغ رأی، با زبان فارسی و ذکر دلایل بهطور©۱۱۹© کتبی به اداره کارگزینی مربوط تسلیم و رسید اخذ شود، ملاک دریافت به موقع درخواست، تاریخ ثبت دفترهای کارگزینی مربوط است. تبصره ـ درخواست تجدیدنظر نسبت به احکام موضوع ماده (۱۷) قانون مطابق تبصره(۱) ماده یادشده انجام میشود. ماده ۲۶ ـ ادارههای کارگزینی دستگاهها مکلفند درخواست اعتراض کارمند یا نماینده وی را در سریعترین زمان ممکن، برای رسیدگی به هیأت تجدیدنظر مربوط ارسال کنند، و در مواردی که رأی هیأت بدوی قابل تجدیدنظر باشد، ولی متهم ظرف مهلت مقرر نسبت به آن درخواست تجدیدنظر نکند رأی صادر شده را از تاریخ پایان یافتن مهلت یادشده اجراء کنند. ماده ۲۷ ـ کلیه هیأتها مکلفند در متن آرای قطعی صادر شده، مهلت یکماهه شکایت به دیوان عدالت اداری را تصریح کنند.() ماده ۲۸ ـ درصورتیکه کارمند متخلف در حالتی از حالتهای استخدامی باشد که اجرای فوری رأی قطعی هیأت درباره وی ممکن نباشد، مراتب به هیأتعالی گزارش شده و رأی صادرشده نیز به محض حصول امکان اجراء میشود. ماده ۲۹ ـ هیأتها در موارد لزوم میتوانند در ارتباط با اتهامهای وارد شده به کارمندان از مراجع قضایی مربوط استعلامنظر کنند و مراجع یادشده مکلفند حداکثر ظرف (۳۰) روز به استعلام هیأتها پاسخ دهد. تبصره ـ هیأتها مکلفند در موارد لزوم از وزارت اطلاعات استعلام نظر کنند و وزارت یادشده موظف است ظرف (۱۰) روز به استعلام هیأتها پاسخ دهد. ماده ۳۰ ـ بلاتکلیف گذاردن مستخدمان دولت در موارد طرح پرونده اتهامی آنان در هیأتها یا صدور آرای غیرقطعی (قابل تجدیدنظر) از سوی هیأتهای بدوی و نیز در موارد©۱۲۰© نقض آرای قطعی هیأتها از سوی دیوان عدالت اداری یا هیأتعالی نظارت به هر عنوان مجوزی ندارد. ماده ۳۱ ـ فوت متهم موجب توقف رسیدگی و صدور رأی میشود و درصورتیکه کارمند در طول تحمل مجازاتهای بندهای «ج»، «د» و «ز» ماده (۹) قانون فوت شود اعمال مجازاتهای یادشده متوقف شده و حالت استخدامی کارمند از زمان فوت به حالت قبل از تعیین مجازات اعاده میشود. حکم این ماده مانع از ارسال پرونده به مراجع قضایی() در سایر موارد نیست. تبصره ـ درصورتیکه مستخدمی به استناد ماده (۱۷) قانون اخراج شده باشد و بعد از اعتراض به حکم مزبور و قبل از رسیدگی توسط هیأت تجدیدنظر فوت کند، آثار حکم اخراج زایل و حالت کارمند به قبل از تعیین مجازات اعاده میشود. ماده ۳۲ (اصلاحی ۱۸/۵/۱۳۷۴) ـ هیأتهای بدوی و تجدیدنظر مکلفند در سریعترین زمان ممکن به پروندههایی که در هیأتهای پاکسازی و بازسازی گذشته و هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری منجر به صدور رأی قطعی نشده یا آرای قطعی توسط دیوان عدالت اداری یا هیأتعالی نظارت نقض شده رسیدگی کنند. رسیدگی به این پروندهها در مواردی که توسط هیأتهای سابق پاکسازی یا بازسازی مورد رسیدگی قرار گرفته ولی آرای صادرشده به جهاتی قطعیت نیافته یا توسط دیوان عدالت اداری یا هیأت عالی نظارت نقض شدهاند بهعهده هیأت تجدیدنظر است. در مواردی که توسط هیأتهای سابق رأی لازم صادر نشده باشد، این رسیدگی برعهده هیأت بدوی است. چنانچه در خصوص تشخیص صلاحیت رسیدگی به پروندههای موضوع این ماده بین هیأتهای بدوی و تجدیدنظر اختلافنظر باشد، حل اختلاف با هیأتعالی نظارت موضوع ماده (۳۷) این آییننامه است.() ماده ۳۳ ـ هیأتهای بدوی مکلفند در خصوص تعیین مرجع رسیدگی به اتهامهای مدیران، قبلاً مراتب را به اطلاع نماینده موضوع ماده (۳۴) این آییننامه برسانند، مرجع رسیدگی به این قبیل پروندهها به پیشنهاد نماینده موضوع ماده (۳۴) این آییننامه و تأیید بالاترین مقام دستگاههای یادشده در تبصره (۱) ماده (۲) این آییننامه، هیأت بدوی استان مربوط یا هیأتهای متشکل در مرکز دستگاه است. فصل چهارم ـ هماهنگی و نظارت ماده ۳۴ ـ برای ایجاد هماهنگی و نظارت بر کار هیأتها، هر یک از وزیران و بالاترین مقامهای دستگاههای یادشده در تبصره (۱) ماده (۲) این آییننامه یک نفر را بهعنوان نماینده خود که بهطور مستقیم زیر نظر آنان فعالیت میکند برای هماهنگی هیأتهای آن دستگاه تعیین و به سازمان امور اداری و استخدامی کشور معرفی میکنند. ماده ۳۵ ـ وظایف، اختیارات و مسؤولیتهای هر یک از نمایندگان موضوع ماده (۳۴) این آییننامه بهشرح زیر است:() ۱ ـ برگزاری جلسههای هماهنگی بین هیأتهای وزارتخانه یا سازمان متبوع در فاصلههای زمانی مناسب. ۲ ـ بازرسی از چگونگی کار هیأتهای مربوط در تهران و شهرستانها و تهیه گزارش لازم برای وزیر یا بالاترین مقام دستگاه متبوع، بهویژه در مواردی که گزارشی از کمکاری و©۱۲۲© غرضورزی آنها دریافت میکنند و ارسال یک نسخه از آن به هیأتعالی نظارت. ۳ ـ نظارت بر فعالیت هیأتها در تهران و شهرستانها و راهنمایی و هدایت و آموزش آنها بهمنظور اجرای هر چه صحیحتر قانون. ۴ ـ بررسی صلاحیت اعضای هیأتها و گروههای تحقیق و ارسال گزارش از موارد احتمالی عدم صلاحیت به وزیر یا بالاترین مقام دستگاه متبوع و نیز هیأتعالی نظارت. ۵ ـ ارایه نقطه نظرها و پیشنهادهای هیأتها به مراجع ذیربط برای رفع اشکالها و بهبود فعالیت هیأتها. ۶ ـ تهیه گزارشهای ماهانه از کار هیأتهای مربوط و ارسال آنها به هیأتعالی نظارت همراه با یک نسخه از کلیه آرای صادر شده بهمنظور: الف ـ جمعبندی و تهیه گزارشهای دورهای لازم برای اطلاع مسؤولان ذیربط. ب ـ تجزیه و تحلیل کار هیأتها از نظر کیفی و کمی در خصوص آثار ناشی از اجرای صحیح و دقیق قانون بر اصلاح بافت نیروی انسانی دستگاههای اجرایی. ج ـ بررسی آرای صادر شده و راهنمایی هیأتها در موارد لزوم. ۷ ـ انجام پیگیری لازم برای رفع مشکلات و نیازهای مربوط به تأمین نیروی انسانی و تدارکاتی هیأتها برای تسهیل در کار آنها. ۸ ـ بررسی و تجزیه و تحلیل نتیجه کار هیأتها در وزارتخانه یا سازمان متبوع در تهران و شهرستانها و آثار این فعالیتها در سالمسازی محیط ادارههای تابع و ارسال آن برای وزیر یا بالاترین مقام دستگاه متبوع و هیأت عالی نظارت در فاصلههای ششماهه و یک ساله. ۹ ـ دادن پیشنهاد به وزیر یا بالاترین مقام دستگاه متبوع جهت ایجاد شعبه یا شعبههایی از هیأتها در مرکز یا استانها یا تعطیل کار بعضی از شعبهها با توجه به حجم نیروی انسانی واحدهای مربوط بهمنظور پوشش مناسب در کلیه واحدهای تابع و وابسته. ۱۰ ـ حضور مستقیم در جلسههای نمایندگان موضوع ماده (۳۴) این آییننامه، جهت اطلاع از آخرین نقطهنظرها و تأمین هماهنگی هر چه بیشتر در کار هیأتهای مربوط. ۱۱ ـ ارتباط با دیوان عدالت اداری و تمرکز این تماسها در مرکز، بهمنظور ایجاد هماهنگی لازم با دیوان مزبور.(©۱۲۳©) تبصره ـ برای انجام وظایف یادشده در این ماده، دفتری با عنوان «دفتر هماهنگی هیأتها» در هر یک از دستگاههای مندرج در تبصره (۱) ماده (۲) این آییننامه زیر نظر نماینده موضوع ماده (۳۴) این آییننامه ایجاد میشود.() ماده ۳۶ ـ کلیه هیأتهای بدوی و تجدیدنظر، همچنین واحدهای وابسته به دستگاههای مربوط مکلفند با نماینده موضوع ماده (۳۴) دستگاههای متبوع، همکاریهای لازم را معمول دارند. ماده ۳۷ (اصلاحی ۱۱/۹/۱۳۸۱و ۱/۲/۱۳۸۷) ـ «هیأتعالی نظارت» موضوع ماده(۲۲) قانون، مرکب از سه نفر از نمایندگان موضوع ماده (۳۴) این آییننامه به پیشنهاد معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییسجمهور() و تصویب هیأتوزیران و یک نماینده از قوهقضاییه به ریاست معاون یادشده یا معاون یا نماینده وی تشکیل میشود. () تبصره ـ آییننامه مربوط به چگونگی کار هیأتعالی نظارت به تصویب هیأت یادشده میرسد.(©۱۲۴©) ماده ۳۸ ـ هیأتهای موضوع قانون و کلیه دستگاههای اجرایی کشور مکلفند با هیأتعالی نظارت، هماهنگی و همکاریهای لازم را معمول دارند و مدارک لازم را در اختیار هیأت یادشده قرار دهند. ماده ۳۹ ـ کلیه هیأتهای رسیدگیکننده مکلفند جهت صدور آراء از فرمهای مخصوصی که از طرف دفتر هماهنگی و نظارت بر امر رسیدگی به تخلفات اداری (دبیرخانه هیأتعالی نظارت) تهیه و ابلاغ میشود استفاده کنند. ماده ۴۰ ـ درصورت انحلال هیأتی توسط هیأتعالی نظارت، مراتب به اطلاع بالاترین مقام دستگاه مربوط میرسد و مقام مزبور موظف است حداکثر ظرف (۳۰) روز نسبت به تشکیل هیأت جدید اقدام و پروندههای مربوط را جهت رسیدگی به آن هیأت ارجاع کند. ماده ۴۱ ـ برای رسیدگی به پرونده اتهامی اعضای هیأتهای موضوع تبصره (۱) ماده(۲۲) قانون، هیأتعالی نظارت حسب مورد یکی از هیأتهای موجود را تعیین کرده و پرونده مورد نظر را به آن هیأت ارجاع میکند و هیأت تعیین شده مکلف به رسیدگی است. فصل پنجم ـ سایر مقررات ماده ۴۲ ـ هیأتهای بدوی و تجدیدنظر مکلفند هر ماه یک بار، گزارشی از فعالیتهای خود را که دارای تعداد آرای صادر شده و پروندههای تحت رسیدگی و موضوعهای طرحشده است، همراه با یک نسخه از آرای صادر شده به نماینده موضوع ماده (۳۴) این آییننامه در دستگاه متبوع ارایه دهند. هیأتهای بدوی و تجدیدنظر مستقر در هر استان موظفند یک نسخه از گزارش یادشده را برای اطلاع استاندار به استانداری مربوط ارسال کنند. ماده ۴۳ ـ برقراری مقرری یادشده در ماده (۱۱) قانون، مستلزم تقاضای کارمند و در غیاب یا فوت او، مستلزم تقاضای وراث قانونی وی است که پس از بررسی و یا تشخیص و تأیید هیأت تجدیدنظر مربوط انجام میپذیرد. ملاک (۱۵) سال سابقه و (۵۰) سال سن مربوط به زمان صدور رأی است. تبصره ۱ ـ هیأت تجدیدنظر هر سال یک بار، وضع معیشت خانواده این قبیل افراد را بررسی کرده و با توجه به نتایج بررسی، نسبت به قطع یا کاهش یا افزایش مقرری یادشده، با رعایت حداکثر مقرر تصمیم مقتضی را اتخاذ کرده و گزارش آن را به هیأت عالی نظارت ارسال میکند. تبصره ۲ ـ مقررات مربوط به برقراری حقوق وظیفه در مورد وراث، در مورد افراد خانواده کارمند منفصل نیز باید رعایت شود. ماده ۴۴ (اصلاحی ۷/۷/۱۳۸۱ و ۲۹/۵/۱۳۸۲) - اعضای هیأتعالی نظارت، هیأتهای©۱۲۵© رسیدگی به تخلفات اداری، نمایندگان موضوع ماده (۳۴) این آییننامه و کارکنان دفترهای آنها، اعضای گروههای تحقیق و بازرسهای هیأتعالی نظارت، در مدتی که در مشاغل یادشده انجام وظیفه میکنند از فوقالعاده جذب اضافی، علاوه بر فوقالعاده جذب استحقاقی موضوع ماده (۶) قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت تا (۲۰%) برخوردار میشوند.(©۱۲۶©) میزان فوقالعاده مزبور باتوجه به حجم وظایف و مسؤولیتهای محولشده بهشرح زیر پرداخت میشود: ـ اعضا و دبیر هیأت عالی نظارت، معاونان دفاتر هماهنگی و نظارت، نمایندگان وزرا و اعضای اصلی هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری حداکثر ۲۰% ـ اعضای علیالبدل هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری، گروههای تحقیق، بازرسان و کارشناسان دفاتر هماهنگی حداکثر ۱۵% ـ سایر کارکنان دفاتر هماهنگی و هیأتها حداکثر ۱۰% ماده ۴۵ ـ هیأتها موظفند اسامی و مشخصات اعضای اصلی و علیالبدل و تغییرات آنها را همواره از طریق نمایندگان موضوع ماده (۳۴) این آییننامه به هیأت عالی نظارت اعلام کنند. ماده ۴۶ ـ ادارههای کارگزینی مکلفند یک نسخه از احکام کارگزینی مربوط به کارمندانی را که محکوم به بازنشستگی، بازخرید، اخراج یا انفصال دایم از خدمات دولتی میشوند به سازمان امور اداری و استخدامی کشور ارسال کنند. ماده ۴۷ ـ این تصویبنامه جایگزین تصویبنامه شماره ۲۵۲۲۷/ت۲۷۵هـ مورخ ۱۶/۷/۱۳۷۳() میشود.
📥 دانلود فایل ها Download
فایلی برای دانلود وجود ندارد.