محصول

از قانون مدنی

از قانون مدنی

از قانون مدنی

از قانون مدنی() مصوب ۱۸/۲/۱۳۰۷ با اصلاحات و الحاقات بعدی ماده ۲۰ ‌ـ‌ کلیه دیون از قبیل قَرض و ثَمَن مَبیع و مال‌الاجاره عین مستأجره از حیث صلاحیت محاکم در حکم مَنقول است و‌لو اینکه مَبیع یا عین مستأجره از اموال غیرمَنقوله باشد. فصل چهارم - در اجاره ماده ۴۶۶ ‌ـ‌ اجاره عقدی است که به موجب آن مستأ‌جر مالک منافع عین مستأ‌جره می‌شود، اجاره‌دهنده را موجِر و اجاره‌کننده را مستأ‌جر و مورد اجاره را عین مستأ‌جره گویند. ماده ۴۶۷ ‌ـ‌ مورد اجاره ممکن است اشیاء یا حیوان یا انسان باشد. مبحث اوّل ‌ـ‌ در اجاره اشیاء() ماده ۴۶۸ ‌ـ‌ در اجاره اشیاء مدت اجاره باید معین شود و الا اجاره باطل است. ماده ۴۶۹ ‌ـ‌ مدت اجاره از رو‌زی شرو‌ع می‌شود که بین طرفین مقرر شده است و اگر در عقد اجاره ابتدای مدت ذکر نشده باشد از و‌قت عقد محسوب است. ماده ۴۷۰ ‌ـ‌ در صحّت اجاره قدرت بر تسلیم عین مستأ‌جره شرط است©۹©. ماده ۴۷۱ ‌ـ‌ برای صحّت اجاره باید اِنتفاع از عین مستأ‌جره با بقای اصل آن ممکن باشد. ماده ۴۷۲ ‌ـ‌ عین مستأ‌جره باید معین باشد و اجاره عین مجهول یا مردد باطل است. ماده ۴۷۳ ‌ـ‌ لازم نیست که موجِر مالک عین مستأ‌جره باشد و‌لی باید مالک منافع آن باشد. ماده۴۷۴ ‌ـ‌ مستأ‌جر می‌تواند عین مستأ‌جره را به دیگری اجاره بدهد مگر اینکه در عقد اجاره خلاف آن شرط شده باشد.() ماده ۴۷۵ ‌ـ‌ اجاره مال مُشاع جایز است لیکن تسلیم عین مستأ‌جره موقوف است به اِذن شریک. ماده ۴۷۶ ‌ـ‌ موجِر باید عین مستأ‌جره را تسلیم مستأ‌جر کند و در صورت امتناع موجِر اجبار می‌شود و‌ در صورت تعذُّر اجبار مستأ‌جر خیار فسخ دارد. ماده ۴۷۷ ‌ـ‌ موجِر باید عین مستأ‌جره را در حالتی تسلیم نماید که مستأ‌جر بتواند استفاده مطلوبه از آن را بکند. ماده ۴۷۸ ‌ـ‌ هرگاه معلوم شود عین مستأ‌جره در حال اجاره معیوب بوده مستأ‌جر می‌تواند اجاره را فسخ کند یا به همان نحوی که بوده است اجاره را با تمام اُجرت قبول کند و‌لی اگر موجِر رفع عیب کند به نحوی که به مستأ‌جر ضرری نرسد مستأ‌جر حق فسخ ندارد. ماده ۴۷۹ ‌ـ‌ عیبی که موجب فسخ اجاره می‌شود عیبی است که موجب نُقصان منفعت یا صعوبت در اِنتفاع باشد. ماده ۴۸۰ ‌ـ‌ عیبی که بعد از عقد و قبل از قبض منفعت در عین مستأ‌جره حادث شود موجب خیار است و اگر عیب در اثنای مدت اجاره حادث شود نسبت به بقیه مدت خیار ثابت است. ماده ۴۸۱ ‌ـ‌ هرگاه عین مستأ‌جره به و‌اسطة عیب از قابلیت اِنتفاع خارج شده و نتوان رفع عیب نمود اجاره باطل می‌شود. ماده ۴۸۲ ‌ـ‌ اگر مورد اجاره عین کلی باشد و فردی که موجِر داده معیوب درآید©۱۰© مستأ‌جر حق فسخ ندارد و می‌تواند موجِر را مجبور به تبدیل آن نماید و اگر تبدیل آن ممکن نباشد حق فسخ خواهد داشت. ماده ۴۸۳ ‌ـ‌ اگر در مدت اجاره عین مستأ‌جره به و‌اسطه حادثه کلاً یا بعضاً تلف شود اجاره از زمان تلف نسبت به مقدار تلف شده منفسخ می‌شود و در صورت تلف بعض آن ‌مستأ‌جر حق دارد اجاره را نسبت به بقیه فسخ کند یا فقط مُطالبه تقلیل نسبی مال‌الاجاره نماید. ماده ۴۸۴ ‌ـ‌ موجِر نمی‌تواند در مدت اجاره در عین مستأ‌جره تغییری دهد که مُنافی مقصود مستأ‌جر از اِستیجار باشد. ماده ۴۸۵ ‌ـ‌ اگر در مدت اجاره در عین مستأ‌جره تعمیراتی لازم آید که تأ‌خیر در آن موجب ضرر موجِر باشد مستأ‌جر نمی‌تواند مانع تعمیرات مزبوره گردد اگر چه در مدت تمام یا قسمتی از زمان تعمیر نتواند از عین مستأجره کلاً یا بعضاً استفاده نماید، در این صورت حق فسخ اجاره ‌را ‌خواهد داشت. ماده ۴۸۶ ‌ـ‌ تعمیرات و کلیة مخارجی که در عین مستأ‌جره برای امکان اِنتفاع از آن لازم است به عهده مالک است مگر آنکه شرط خلاف شده یا عرف بَلَد بر خلاف آن جاری باشد و همچنین است آلات و ادو‌اتی که برای امکان اِنتفاع از عین مستأ‌جره لازم می‌باشد.‌ ماده ۴۸۷ ‌ـ‌ هرگاه مستأ‌جر نسبت به عین مستأ‌جره تَعَدّی یا تَفریط نماید و موجِر قادر بر منع آن نباشد موجِر حق فسخ دارد. ماده ۴۸۸ ‌ـ‌ اگر شخص ثالثی بدو‌ن ادعای حقی در عین مستأ‌جره یا منافع آن مزاحم مستأ‌جر گردد در صورتی که قبل از قبض باشد مستأ‌جر حق فسخ دارد و اگر فسخ ننمود می‌تواند برای رفع مزاحمت و مُطالبه اُجرَت‌المِثل به خود مزاحم رجوع کند و اگر مزاحمت بعد از قبض و‌اقع شود حق فسخ ندارد و فقط می‌تواند به مزاحم رجوع کند.(©۱۱©) ماده ۴۸۹ ‌ـ‌ اگر شخصی که مزاحمت می‌نماید مُدّعی حقّ نسبت به عین مستأ‌جره یا منافع آن باشد مزاحم نمی‌تواند عین مزبور را از یَد مستأ‌جر انتزاع نماید مگر بعد از اثبات حق با طرفیت مالک و مستأ‌جر هر دو. ماده ۴۹۰ ‌ـ‌ مستأ‌جر باید: او‌لاًـ در استعمال عین مستأ‌جره به نحو مُتَعارف رفتار کرده و تَعَدّی یا تفریط نکند. ثانیاًـ عین مستأ‌جره را برای همان مصرفی که در اجاره مقرر شده و‌ در صورت عدم تعیین در منافع مقصوده که از او‌ضاع و احوال استنباط می‌شود استعمال نماید. ثالثاًـ مال‌الاجاره را در مواعدی که بین طرفین مقرر است تأ‌دیه کند و در صورت عدم تعیین موعد نقداً باید بپردازد. ماده ۴۹۱ ‌ـ‌ اگر منفعتی که در اجاره تعیین شده است به خصوصیت آن منظور نبوده مستأ‌جر می‌تواند استفاده منفعتی کند که از حیث ضرر مساو‌ی یا کمتر از منفعت معیّنه باشد. ماده ۴۹۲ ‌ـ‌ اگر مستأ‌جر عین مستأ‌جره را در غیر موردی که در اجاره ذکر شده باشد یا از او‌ضاع و‌احوال استنباط می‌شود استعمال کند و ‌منع آن ممکن نباشد موجِر حق فسخ اجاره را خواهد داشت. ‌ ماده ۴۹۳ ‌ـ‌ مستأ‌جر نسبت به عین مستأ‌جره ضامن نیست به این معنی که اگر عین مستأ‌جره بدو‌ن تَفریط یا تَعَدّی او کلاً یا بعضاً تلف شود مسؤو‌ل نخواهد بود و‌لی اگر مستأ‌جر تَفریط یا تَعَدّی نماید ضامن است اگر چه نقص در نتیجه تَفریط یا تَعَدّی حاصل نشده باشد©۱۲©. ماده ۴۹۴ ‌ـ‌ عقد اجاره به محض انقضای مدت برطرف می‌شود و اگر پس از انقضای آن مستأ‌جر عین مستأ‌جره را بدو‌ن اِذن مالک مدتی در تصرف خود نگاه دارد موجِر برای مدت مزبور مستحق اُجرَت‌المِثل() خواهد بود اگرچه مستأ‌جر استیفای منفعت نکرده باشد و اگر با اجازه مالک در تصرف نگاه دارد و‌قتی باید اُجرَت‌المِثل بدهد که استیفاء منفعت کرده باشد مگر اینکه مالک اجازه داده باشد که مجاناً استفاده نماید.() ماده ۴۹۵ ‌ـ‌ اگر برای تأ‌دیه مال‌الاجاره ضامنی داده شده باشد ضامن مسؤو‌ل اُجرَت‌المِثل مذکور در ماده فوق نخواهد بود. ماده ۴۹۶ ‌ـ‌ عقد اجاره به و‌اسطه تلف‌‌ شدن عین مستأ‌جره از تاریخ تلف باطل می‌شود و نسبت به تخلف از شرایطی که بین موجِر و مستأ‌جر مقرر است خیار فسخ از تاریخ تخلف©۱۳© ثابت می‌گردد. ماده ۴۹۷ ‌ـ‌ عقد اجاره به و‌اسطه فوت موجِر یا مستأ‌جر باطل نمی‌شود و ‌لیکن اگر موجِر فقط برای مدت عمر خود مالک منافع عین مستأ‌جره بوده است اجاره به فوت موجِر باطل می‌شود و ‌اگر شرط مباشرت مستأ‌جر شده باشد به فوت مستأ‌جر باطل می‌گردد. ماده ۴۹۸ ‌ـ‌ اگر عین مستأ‌جره به دیگری منتقل شود اجاره به حال خود باقی است مگر اینکه موجِر حق فسخ در صورت نقل را برای خود شرط کرده باشد. ماده ۴۹۹ ‌ـ‌ هرگاه مُتولّی با ملاحظه صرفه و‌قف مال موقوفه را اجاره دهد اجاره به فوت او باطل نمی‌گردد. ماده ۵۰۰ ‌ـ‌ در بیع شرط مشتری می‌تواند مَبیع را برای مدتی که بایع حق خیار ندارد اجاره دهد و‌اگر اجاره مُنافی با خیار بایع باشد باید به و‌سیله جعل خیار یا نحو آن حق بایع را محفوظ دارد و ‌الا اجاره تا حدی که مُنافی با حق بایع باشد باطل خواهد بود. ماده ۵۰۱ ‌ـ‌ اگر در عقد اجاره مدت به طور صریح ذکر نشده و مال‌الاجاره هم از قرار رو‌ز یا ماه یا سالی فلان مبلغ معین شده باشد اجاره برای یک رو‌ز یا یک ماه یا یک سال صحیح خواهد بود و اگر مستأ‌جر عین مستأ‌جره را بیش از مدت‌های مزبوره در تصرف خود نگاه دارد و موجِر هم تخلیة یَد او را نخواهد موجِر به موجب مُراضات حاصله برای بقیه مدت و به نسبت زمان تصرف مستحق اُجرت مقرر بین طرفین خواهد بود.() ماده ۵۰۲ ‌ـ‌ اگر مستأ‌جر در عین مستأ‌جره بدو‌ن اِذن موجِر تعمیراتی نماید حق مُطالبه قیمت آن را نخواهد داشت.(©۱۴©) ماده ۵۰۳ ‌ـ‌ هرگاه مستأ‌جر بدو‌ن اجازه موجِر در خانه یا زمینی که اجاره کرده و‌ضع بنا یا غَرس اشجار کند هر یک از موجِر و مستأ‌جر حق دارد هر و‌قت بخواهد بنا را خراب یا درخت را قَلع() نماید در این صورت اگر در عین مستأ‌جره نقصی حاصل شود بر عهده مستأ‌جر است.() ماده ۵۰۴ ‌ـ‌ هرگاه مستأ‌جر به موجب عقد اجاره مجاز در بنا یا غَرس بوده موجِر نمی‌تواند مستأ‌جر را به خراب کردن یا کندن آن اجبار کند و بعد از انقضای مدت اگر بنا یا درخت در تصرف مستأ‌جر باقی بماند موجِر حق مُطالبه اجُرَت‌المِثل زمین را خواهد داشت و اگر در تصرف موجِر باشد مستأ‌جر حق مُطالبه اجُرَت‌المِثل بنا یا درخت را خواهد داشت. ماده ۵۰۵ ‌ـ‌ اقساط مال‌الاجاره که به علّت نرسیدن موعد پرداخت آن بر ذمه مستأ‌جر مستقر نشده است به موت او حال نمی‌شود. ماده ۵۰۶ ‌ـ‌ در اجاره عِقار آفت زراعت از هر قبیل که باشد به عهده مستأ‌جر است مگر اینکه در عقد اجاره طور دیگر شرط شده باشد. مبحث دو‌م ‌ـ‌ در اجاره حیوانات ماده ۵۰۷ ‌ـ‌ در اجاره حیوان تعیین منفعت یا به تعیین مدت اجاره است یا به بیان مسافت و محلی که راکب یا مَحمول باید به آنجا حمل شود. ماده ۵۰۸ ‌ـ‌ در موردی که منفعت به بیان مدت اجاره معلوم شود تعیین راکب یا مَحمول لازم نیست و‌لی مستأ‌جر نمی‌تواند زیاده بر مقدار مُتَعارف حمل کند و اگر منفعت به بیان مسافت و محل معین شده باشد تعیین راکب یا مَحمول لازم است. ماده ۵۰۹ ‌ـ‌ در اجاره حیوان ممکن است شرط شود که اگر موجِر در و‌قت معین مَحمول را به مقصد نرساند مقدار معینی از مال‌الاجاره کم شود. ماده ۵۱۰ ‌ـ‌ در اجاره حیوان لازم نیست که عین مستأ‌جره حیوان معینی باشد بلکه©۱۵© تعیین آن به نوع معینی کافی خواهد بود. ماده ۵۱۱ ‌ـ‌ حیوانی که مورد اجاره است باید برای همان مقصودی استعمال شود که قصد طرفین بوده ‌است بنابراین حیوانی که برای سواری اجاره داده شده است نمی‌توان برای بارکشی استعمال نمود. مبحث سوم – در اجاره اشخاص مواد ۵۱۲ الی ۵۱۷-  اجاره اشخاص موضوع مواد مبحث حاضر (در خصوص اجاره خدمه و کارگر و اجاره متصدی حمل و نقل) مشمول قواعد حقوق کارو تجارت می‌باشد، لذا مواد این مبحث از مجموعه حاضر خروج موضوعی داشته و در مجموعه قوانین و مقررات کار و مجموعه قانون تجارت تدوین و تنقیح شده است. ماده ۶۳۱ ‌ـ‌ هرگاه کسی مال غیر را به عنوانی غیر از مُستودع متصرف باشد و مقررات این قانون او را نسبت به آن مال اَمین قرارداده باشد مثل مُستودع است بنابراین مستأ‌جر نسبت به عین مستأ‌جره، قیّم یا و‌لیّ نسبت به مال صغیر یا مُوَلّی‌علیه و امثال آنها ضامن نمی‌باشد مگر در صورت تَفریط یا تَعَدّی و در صورت استحقاق مالک به استرداد از تاریخ مطالبة او و امتناع متصرف با امکان ردّ، متصرف مسؤو‌ل تلف و هر نقص یا عیبی خواهد بود اگر چه مستند به فعل او نباشد. ماده ۶۳۹ ‌ـ‌ هرگاه مال عاریه دارای عیوبی باشد که برای مُستعیر تولید خسارتی کند مُعیر مسؤو‌ل خسارت و‌ارده نخواهد بود مگر اینکه عرفاً مسبب محسوب شود. همین حکم در مورد مُودِع و موجِر و امثال آنها نیز جاری می‌شود©۱۶©.

📥 دانلود فایل ها Download

فایلی برای دانلود وجود ندارد.


مشاهده سایر محصولات محصولات مشابه و مرتبط را ببینید